۱۹:۱۴:۲۹ - یکشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
نشست معیشت عاشورا وپیشگیری ازآسیب های اجتماعی درمسجد الزهرا برگزارشد پری نازاسبلی:باید درتقدیر معیشت متعادل حرکت کنیم نه تند برویم نه کند. تقدیر/تنظیم/تعدیل از عوامل پیشگیری ازآسیب های اجتماعی هست.
پری نازاسبلی(اسبچی )., [۱۲.۱۰.۱۶ ۲۰:۴۵] قسمت دوم از بحث معیشت عاشورا رو خدمتتون هستیم . بحث ما در این بود که تلازم بین دنیا و آخرت هم برای سعادت دنیای ما و هم سعادت آخرت ما لازمه . نوع نگاه دین ما به دنیا و آخرت یک نگاه کاملاً مساویست و دنیا رو مزرعه آخرت […]

پری نازاسبلی(اسبچی )., [۱۲.۱۰.۱۶ ۲۰:۴۵]
قسمت دوم از بحث معیشت عاشورا رو خدمتتون هستیم .
بحث ما در این بود که تلازم بین دنیا و آخرت هم برای سعادت دنیای ما و هم سعادت آخرت ما لازمه .
نوع نگاه دین ما به دنیا و آخرت یک نگاه کاملاً مساویست و دنیا رو مزرعه آخرت می دونه . لذا به ابزار دنیا و نوع زندگی دنیا کار داره که انشاءالله در جلسات آینده بهتون می گم ضرورتی که دین در زندگی ما داره چیه و باید چقدر براش وقت و هزینه بگذاریم .
بعد عرض کردیم عوامل کوری در دنیا چیه . این عوامل رو بر شمردیم : گناه ، فقر ، کسالت ، بی انصافی ، طمع ، محبت افراطی ، نفرت افراطی و خودخواهی .
بعد نگاه عمیقی به دنیا و وابستگی مردم دنیا به همدیگه داشتیم . که در امروزِ زمان ما نمی تونیم بدون توجه به سایر مردم دنیا حتی برای آخرتمون کار کنیم . ما به هم وابسته ایم .
بعد بحث مقدماتی در معیشت ، یعنی تقدیر رو باز کردیم . گفتیم دو وجه داره : تقدیر الهی و تقدیر شیطانی .
تقدیر الهی بر مبنای عقل و اندیشه + دینه . تقدیر شیطانی بر مبنای عقل و اندیشه + شهوته . یا منیت و خود پرستی .
اینها رو خدمتتون باز کردیم و گفتیم چیه .
بعد کلمه تقدیر رو معنا کردیم . اندیشه در کار به اقتضای عقل و دین .
یعنی فکر کردن در زندگیمون با توجه به ۲ گزینه . عقل کار کنه و دین چه دستوراتی داره . اینها رو باز کردیم .
کلمه اقتصاد ، به معنای میانه روی یا تعدیل یا یکی از گزینه های تقدیره .
ما امروزه در علم اقتصاد بالاترین اقتصاددان های نه ایرانی ، غربی ( چون بگیم ایرانی ، می گن : اینها با مکتب شیعه آشنا هستند ) در تعریف اقتصاد برای زندگی یک تعاریفی به کار می برن که دقیقاً این تعاریف در روایت ما از قول امام باقر(ع) ، از قول امام صادق(ع) و از قول امیرالمومنین(ع) اومده .
آلفِردمارشال از اقتصاددانهای فعلیِ که خیلی هم روی بورسه ، می گه : اقتصاد عبارت است از مطالعه بشر در زندگی شغلی و حرفه ای ؛‌ و منطقی است برای تصمیمات عقلی با در نظر گرفتن محدودیت ها .
همونی که امام صادق(ع) برای تقدیر فرمودند . عقل + شرع . یعنی تصمیمات عقلی .
محدودیت ها چیه ؟ محدودیتهایی که انسانها برای اونها تعریف می کنند ، ولی برای ما خدا تعریف می کنه . تعریف یکیه .
وقتی ما می گیم شرع ، یعنی محدودیت هایی که خدا برای ما تعریف کرده .
مشکلاتی که الان در جهان داریم برای اینکه تقدیر ندارن . یعنی اندازه گیری ندارن . یعنی عقلشون و شرعشون در معیشتشون دخالت نداره .
چه مشکلاتی در جهان پیش اومده .
۱- کمبود اطاعت و عبادت . بشری که بالاخره زندگی مفیدش بعد از ۴۰ – ۵۰ سال تمام می شه . فرض می کنیم بشری که خیلی به دنیا علاقمند باشه و تا آخرین لحظات عمر هم از دنیا لذت ببره ، چون آدم بالای ۵۰ سالگی دیگه لذتی نمی بره . دائماً با بیماری ها و کسالت ها و ناراحتی ها روبروست . جسم استهلاک گرفته ، دیگه آدم نمی تونه از دنیا لذت ببره .
یکی از کسانی که جدیداً یه بحث قشنگی رو باز کرده بود ، می گفت : اگر قرار باشه کسی از دنیا لذت ببره زیر ۵۰ ساله . برای اینکه بالای ۵۰ سال دیگه ابزار لذت بردن از دنیا رو نداره . دیگه زبان اینقدر چشیده که دیگه نمی تونه قشنگ مزه ها رو تشخیص بده . دیگه این بنده خدا از خوردن هم لذت نمی بره .
دستگاه گوارش نمی تونه خوب هضم کنه . یه کم می خوره دلش درد می گیره . توی یه خوردن ساده هم گیر می کنه .
بعد اومده بود توی پرانتز یه جمله ای گفته بود که من خودم تا حالا توجه نکرده بودم . شاید جاهای دیگه گفته شده . اما من ندیده بودم یا توجه نکرده بودم .
یدفعه ورق رو برگردونده بود به پیغمبر اسلام(ص) که وقتی با حضرت خدیجه (س) ازدواج کردن ، حضرت خدیجه ۴۰ سالش بود و پیامبر ۲۰ سال کوچکتر بودن و وقتی حضرت خدیجه از دنیا رفت ، پیامبر ۵۰ سالش بود .
یعنی ازدواجهایی که پیغمبر(ص) کرد بعد از ۵۰ سالگی بود . یعنی هیچ ازدواجی غیر از ازدواج با کسی که ۲۰ سال از خودش بزرگتره در ایامی که می تونه از دنیا لذت ببره نکرده بود . بقیه ازدواجها که به دستور خداوند تبارک و تعالی برای مصالح مختلف بود ، بعد از ۵۰ سالگی بود .
یعنی اگر قرار باشه آدمی خدایی نکرده برای مسائل شهوانی و دنیایی ازدواج کنه ، این آدم بالای ۵۰ سالگی اصلاً نمی تونه ازدواج کنه .
ابزارهای لذت بردن از دنیا ازش گرفته می شه . نه دیگه راحت می تونه بخوابه ، نه می تونه راحت نفس بکشه .
بحثی که داریم می کنیم اینه که بشر برای زندگی کردنِ تنها خلق نشده .
لذا سهم اطاعت و عبادت در زندگی ای که غرب برای ما تجویز می کنه ، صفره . این نتیجه اش چی می‌شه ؟ که من و شما از دنیا و آخرت روی هم ، ۲۰ سال لذت ببریم . کلاً ! تا ۱۵ – ۱۶ – ۱۷ سالگی که همه بچه اند ( حالا بهشون بر نخوره . دیشب گفتیم ۱۴ ساله ها بزرگند ) زیاد درکی نداره .
حداقل تا ۱۴ – ۱۵ سالگی زیاد نمی فهمه دور و برش چه خبره .
از ۱۵ تا ۳۵ سالگی . ۲۰ سال ! بعدش دردها و ناراح

پری نازاسبلی(اسبچی )., [۱۲.۱۰.۱۶ ۲۰:۴۵]
تی ها و مشکلات سراغش میاد .
یعنی زندگی ای که غرب به ما معرفی می کنه برای این ۶۰ – ۷۰ سال دنیا و میلیاردها سال آخرت ، فقط برای ۲۰ سالش برنامه داره .
به چه شرطی ؟ به شرطی که شما جزء اون جناحی نباشید که هیچی ندارن . که الان بررسی می کنیم ، آمارهاش رو از کتابهای خودشون خدمتتون می دم .
یعنی به شرطی که شما جزء یه درصد معدودی از جامعه باشید . جزء پولدارهای مرفهی که می تونن به هرچی دوست دارن برسن .
اینها می تونن ۲۰ سال توی دنیا زندگی کنن . قشنگ هم زندگی کنن .
همین چند روز پیش در تهران از جایی رد می شدم ، یک بازار بزرگ ، خیلی عریض و طویل بود . خلاصه دیده می شد که توش چه خبره . ما که توش نرفتیم ، توی ترافیک وایساده بودیم . بعد نگاه می کردم به جمعیتی که بودن .
یه عده در هر مغازه ای که می رسیدن و هر چیزی که می پسندیدن ، می رفتن تو ، می خریدن و می یومدن بیرون . یه عده هم نگاه می کردن .
اولش دلم سوخت برای اونهایی که اینقدر بیچاره هستند ، مریضی بازارگردی دارن . یعنی همینجوری دوست داره نگاه کنه ، از اجناس مختلف لذت ببره . اینها مریضیه . در حقیقت یه جور مرضه . ( برادرها روی خودشون کار کنن . این جور مریضی ها زشته !! همین جوری می گردن . چادرش رو . . . . !!!!! نه ببخشید اورکتش رو
می پوشه ، می ره توی بازار می گرده .
همین جوری این مغازه ، اون مغازه می ره تو . تازه قیمت هم می کنه ، بعضی وقتها متر هم می کنه . ولی نمی خره ، چون اصلاً پول نداره بخره . )
دلم برای اینها سوخت که چرا اینها توی این بازارها می گردن ؟! آدم حسرتش زیاد می شه . بهترین راه مقابله با گرسنگی اینه که نگاهت به غذا نیفته .
اگه می خواید توی ماه رمضون تحملتون بیشتر بشه ، به غذا نگاه نکنید .
مثلاً تلویزیون رعایت می کنه چیزی که توش غذا باشه رو پخش نمی کنه . که توی سریال بشینن چلو مرغ بخورن . پخش نمی کنه !!
این هم همینه . اول دلم سوخت ، بعد یدفعه ورق برگشت . یدفعه ذهنم عوض شد . فرض می کنیم هر چی دوست دارن می تونن بخرن . ۲۰ سال می تونن لذت ببرن . بقیه اش چی ؟!!
این زندگی ای که غرب برای ما معرفی می کنه ، با معیشت و زندگی عاشورایی یک تفاوت داره که اصلاً این تفاوت کوچک نیست . اون هم اینکه در زندگی ای که شیعه به ما معرفی می کنه ، سعادت دنیا + سعادت آخرت ، لذت بردن از دنیا و لذت بردن از آخرت ، ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه ، یا ولی العافیه ، اسئلک العافیه ، عافیه الدنیا و الاخره این رو معرفی می کنه .
زندگی غربی می گه ۲۰ سال خوش باش . حالا بعدش چه اتفاقی می افته مهم نیست .
روانشناس غربی با یک مریضی که الکل پدرش رو در آورده بود ، بررسی کرده بود گفته بود : بابا ! تو زندگیت تموم می شه . تو اینقدر که به الکل پناه می‌بری ، زندگیت تموم می شه . الان ۲۰ سالته ، ۳۰ سال دیگه می میری . گفته بود : مگر دنیا چیه ؟! همینه دیگه . آدم اومده لذت ببره تا بمیره . من بعد از ۵۰ سالگی وایسم چیکار کنم ؟!
توی همین مدت باید باشه . اصلاً من عمر بالای ۴۰ – ۵۰ سال رو نمی خوام .
این مشکلاتشه .
پس سهمی از عبادت و اطاعت ، یعنی در حقیقت در معیشت غربی برای انسان سعادت در نظر گرفته نشده .
۲- در این زندگی ( زندگی ای که بی دین ها و سکولارها به ما معرفی می کنن ) اولویت با سرگرم شدنه .
دو سال پیش از طریق اینترنت از یکی از کشورهای غربی نامه ای به من رسیده بود که فلانی ! ما شنیدیم شما در شیراز می تونید عده زیادی جوان رو جمع کنید . اگر بیاید توی کشور ما بتونید در ماه ، چهار تا جلسه بگیرید که در ۴ تا جلسه بتونید هزار تا جوان رو بشونید و دو ساعت سرگرمشون کنید ( اونها فکر می کردن ما اینجا رقاص بازی داریم . سرگرم می کنیم ) ما ۱۵۰۰ دلار در ماه + ماشین + خونه بهتون می دیم . خب این یعنی چی ؟ یعنی براش فرقی نمی کنه که من چی چی بگم .
موسیقی سنتی کلاسیک غربی ( بتهوون ) جواب نداد . یه درجه میاد بالاتر ، موسیقی خشن تر . پاپ ، راک ، هوی متال . فرقی نمی کنه . یه عده رو علاف کنن ، یه عده سرگرم بشن .
پارک باشه ، برن پارک . بازی کامپیوتری باشه ، بازی پشت بازی . اصلاً براش مهم نیست که این عمره داره می گذره . فیلم های سینمایی همین جوری ریخته .
اگه شما از الان تا آخر عمرت بخوای نخوابی و فقط فیلم سینمایی نگاه کنی ، یقیناً همه ما روی همدیگه وقت نخواهیم کرد .
این یعنی چی ؟ یعنی غرب اصل رو بر این گذاشته که بگذره .
یعنی انسان به جایی رسیده این ساعتی که روی دستشه ، بهترین و ارزشمندترین زندگی ، زندگی ایه که نفهمه عقربه هاش کی گذشت و زودتر بگذره .
می گه : بریم کجا ؟! می گه : فلان جا . چی بشه ؟ خوش می گذره . خوش می گذره یعنی وقتی بر من می گذره که من در این وقت می گم و می خندم و هیچی هم بهم نمی دن . نه پول بهم میدن ، نه آخرت ، نه دنیا . وقتم بگذره .
کاری هم به کار سیاست مدارها نداشته باشه ها ! نه سرگرم شدن به هر قیمتی .

پری نازاسبلی(اسبچی )., [۱۲.۱۰.۱۶ ۲۰:۴۵]
اونجا توی زندگیش خوش باشه .
من پیامدهای اینگونه برنامه ریزی برای زندگی در غرب رو در جهان برای شما می‌گم . یعنی چه اتفاقی افتاده ؟ جهان سوم و شما جوان ها و جوان های کره و چین و ژاپن و کشورهایی که قابلیت استعداد دارن و خیلی از کشورهای اروپایی رو با این نوع زندگی علاف کردن .
بعد اینهایی که برای ما نحوه سرگرم شدن در زندگی رو ترسیم کردن ، چه عاقبتی به سر جهان اومده . گزینه های عاقبت ، مال کتابهای خودشونه .
۱- ثروت چهار هزار نفر ( در جهان امروز ، روی کره زمین ) از آدمهای برنامه ریز برای ما مساوی است با ثروت بقیه .
یعنی ثروت چهار هزار نفر مساوی است با ثروت شش میلیارد و نهصد و نود و نه میلیون و نهصد و نود و شش هزار نفر . این چهار هزارتا ثروتشون مساوی با اینهاست . آمارشونه .
۲- بیش از یک و نیم میلیارد از سه میلیارد آدمی که در خطوط استوایی زندگی
می کنن ، زیر خط فقر زندگی می کنند . زیر خط فقر یعنی لباس نداره ، غذا نداره ، خونه هم نداره .
نه زیر خط فقر ما . ما زیر خط فقر رو کسی می دونیم که نمی تونه بچه اش رو دبیرستان غیرانتفائی بذاره ، تلویزیون ۴۵۰ اینچ هم نداره ، خونه اش هم اجاره ایه . به این می گیم زیر خط فقر .
نه ! تعریف زیر خط فقر در استوا یه چیز دیگه است .
۳- نود درصد تولیدات جهان رو ۲۰ درصد مردم جهان مصرف می کنن .
یعنی ما ۷ میلیارد نفر آدم داریم ، از این ۷ میلیارد نفر ۶ میلیارد و خورده ایش دارن کار می کنن ، برای یه عده خاصی . اونها دارن مصرف می کنن .
شرکت های عریض و طویل ، جوون و میانسال ، زن و مرد رو ریختن دارن بیگاری می کشن . بهترین و شیک ترین اجناس و زیباترین و مرفه ترین اجناس و
خوشمزه ترین خوراکی ها رو تهیه می کنن ، در حالی که خودشون حتی یک بار هم نمی تونن استفاده کنن .
مردم دارن کار می کنن برای اینکه یه ۲۰ درصد دیگه ای لذت ببرن .
۵/۱ میلیارد از این ۷ میلیارد آدم روی کره زمین آب برای خوردن ندارن .
ما می ریم زیر دوش آب می ایستیم ، نیت می کنیم غسل جمعه قربه الی الله . همین جوری آب می ریزه ، کیف هم می کنه !!
۵/۱ میلیارد آب ندارن بخورن ، از آب آلوده استفاده می کنن . هر روز هم مریضند .
( این آمار جالبه ! ) ما چند تا آدمیم ؟ دور و بر خودت رو نگاه کن ، شهرت رو نگاه کن . در جهان ، کره زمین امروز ما ، روزی ۵۳ هزار نفر در اثر گرسنگی می میرن .
این زندگی است که نظم نوین جهانی برای ما ایجاد کرده . این معیشت غربه ، معیشت سکولار اینه .
جالب اینه که ده برابر این جمعیت ، یعنی روزی ۵۳۰ هزار نفر در جهان در اثر زیاد مصرف کردن می میرند . غذای زیاد می خورن ؛ چربی خونشون بالاست ، اوره خونشون بالاست ، الکل مصرف می کنن ، دخانیات مصرف می کنن . دارن پول میدن . اینها اگر پول داشتن ، نون می خریدن از گشنگی نمی مردن .
اینها از زیادی دارن . الکل ، دخانیات ، شهوت رانی ها ، بیماری های جنسی و غذا ، مال زیادی مصرف کردنه .
در کره زمین روزی ۵۳ هزار نفر از گرسنگی می میرن . روزی ۵۳۰ هزار نفر از پرخوری . این معیشتی است که اینها دارن برای ما ترسیم می کنند .
در امریکا هر یه آدم ، ۵/۱ کیلو وات ساعت برق در سال مصرف می کنه ، که این مقدار ۱۵۰ برابر یه آدم در خاورمیانه و آسیاست . دارن تعدیل می کنن .
امروز در مجلس آقای احمدی نژاد جالب می گفتن . می گفتن : آقایون همین الان کارخانجات هسته ایشون داره بمب تولید می کنه ، جلوی ما رو گرفتن که می خوایم برای مملکت خودمون سوخت تولید کنیم .
بعد قیمت تولیدات در غرب ، تولیدات غربی توی این ده سال اخیر هفت برابر شده ، قیمت مواد اولیه ای که از ما می‌خرن ، از جهان سوم می خرن ، ۵۰ درصد کم شده .
آقایون قیمت فروششون رو بالا بردن ، قیمت مواد اولیه ای که از ما می خرن رو نصف کردن . این معیشتی است که دارن برای ما درست می کنن .
وقتی ما داریم راجع به معیشت معنوی اهل بیت(ع) و عاشورا صحبت می کنیم ، شما باید بفهمی معیشتی که ما داریم معرفی می کنیم بر مبنای عدالته . به همه خوش می گذره .
۲- بر مبنای انسانیته . یعنی ما دنیا داریم ، برزخ داریم ، آخرت داریم . معیشت باید سه تاش رو پوشش بده .
این هم آماری که از ۳۰ – ۴۰ تا گزینه ، ۷ – ۸ تاش رو باز کردم .
اما عناصری که در تقدیر معیشت باید بهش نگاه کنیم .
باید سه تا گزینه برای اندازه گیری زندگی در نظر داشته باشیم .
۱- تدبیر ۲- تنظیم ۳- تعدیل
این سه تا خیلی مهمه . ( امشب می خوایم مقدمه رو تموم کنیم که از فردا شب به آیات و روایات و دستور العمل های دین برای نوع زندگی و توی خونه و خانواده ، رفیق و به همه چیزها یه نگاهی بکنیم . انشاءالله )
۱- تدبیر یعنی چی ؟ یعنی اینکه برای زندگیت که می خوای برنامه ریزی کنی ، همیشه آینده نگر باشی .
یعنی برنامه هات رو طوری بریزی که این برنامه در آینده جواب بده . الان باید چیکار کنیم ؟ الان باید نون برنامه هایی

پری نازاسبلی(اسبچی )., [۱۲.۱۰.۱۶ ۲۰:۴۵]
رو بخوری که در گذشته ریختی .
ـ ما می خوایم از الان شروع کنیم . خیلی خب ، زندگی شما یه مدتی به رکود مواجه می شه . یعنی آدمی که آینده نگره ، بعضی از کارهای فعلیش رو باید تعطیل کنه . آینده نگری .
در این آینده نگری ، اندیشیدن . از فکرتون استفاده کنید . خیلی از کسانی که در این جمع یا جاهای دیگه هستند ، تنها اشکالشون در زندگی اینه که خودشون ، خودشون رو باور ندارن . اصلاً باورش نمی شه .
بعضی وقتها باید برید به بعضی از آدمهای فوق العاده نزدیک بشید ، ببینید از من و تو چیزی زیاد ندارن . یکی از مشکلات جوانان ما اینه که به خود باوری نرسیدن . خودش رو باور نمی کنه . فکر نمی کنه که می تونه فکر کنه ، می تونه از اندیشه اش استفاده کنه ، می تونه خیلی بالاتر از این چیزهایی که هست زندگی کنه . می تونه سطح زندگیش رو خیلی از این مسائلی که هست ، بالاتر ببره .
بسیاری از سرگرمی هایی که فکر می کنه اگر ازش بگیرن ، زندگیش کنسل می شه ، اگر آرام آرام کمش کنه ، فرصت ها رو به کارهای جدی تر بده ، خواهد دید که چقدر از اون ور داستان لذت می بره و خواهد دید که چقدر حسرت این وقت گذرونی ها رو خواهد خورد .
خیلی وقتها به ما زیاد فرصت نمیدن . حسرتش رو می خوریم .
بنابراین بشینه فکر کنه ، توانایی های خودش رو کشف کنه ، بفهمه چدر قدرت داره ، به دور و برش نگاه کنه ، ببینه خوبان دور و برش چقدر زحمت کشیدن .
بعضی هاشون زیاد هم زحمت نکشیدن ، یه کمی با ما فاصله دارن .
خیلی از ما دلیل اینکه سراغ زندگی زیبا و سعادتمند نمی ریم اینه که شیطان از دور میاد برای ما از این زندگی یک غولی می سازه ، می گه : اصلاً تو نزدیک این بساط نشو ، اینقدر این قصه اش پیچیده است که شما نمی تونی وارد این داستان بشی .
در صورتیکه اصلاً اینطوری نیست . شاید خیلی وقتها ساده تر از این حرفا باشه .
خیلی از کسانی که شنا بلد نیستند ، دم در استخر می ایستند و حسرت می خورن و از آب می‌ ترسن ، دلیلش اینه که اینها گمان نمی‌ برن شنا کردن کار ساده ای باشه .
بعضی وقتها شنا کردن توی ذات آدمه . یعنی آدمی که هیچی هم شنا بلد نباشه ، آموزش هم ندیده باشه ، اگه هول نشه ، می تونه خودش رو روی آب نگه داره .
فقط کافیه هول نشی ، می تونی خودت رو روی آب نگه داری .
یه کم آروم دست و پا بزنی ، یه کم توی شکمت نفس بگیری ، ( مخصوصاً اونهایی که شکمشون یه مقداری جا داره برای اینکه بتونن بیشتر نفس بگیرن ) قشنگ میان روی آب . بعضی ها که کلاً روی آبند . یعنی خودشون رو ول کنن ، میان روی آب . چربی میاره روی آب .
می گن : در جایی که تاریکه ، آدمی که به یک تاریکی می رسه باید دو تا خصوصیت رو در نظر بگیره :
۱- بیندیشد که وارد این تاریکی که می شه ، اتفاقی نمی افته غیر از اینکه نور نیست .
۲- بفهمه وقتی وارد تاریکی می شه مردمک چشمش میزون می شه . اونقدری که فکر می کنه ، تاریکی تاریک نیست .
یعنی وقتی وارد یک زندگی سعادتمند می‌شی ، اونقدری که فکر می‌کنی سخت نیست.
بعضی از برادرها تا فارغ التحصیل می شن ، فکر می کنن سربازی چیه ! یه بتی
می سازه که بیچاره ام ، بدبختم . وقتی وارد می شه می بینه زیاد هم سخت نبود . بیشتر سختی اش مال ذهن خودش بود .
لذا اندیشه در اینکه خیلی از کارهایی که در این جهان بزرگان انجام دادن ، ما هم
می تونیم انجام بدیم .
خیلی از بزرگان ، همچین زیاد هم بزرگ نیستند ، ماها فکر می کنیم خیلی بزرگند . وقتی نزدیک می شی ، می بینی کارهایی که انجام میدن رو می تونی انجام بدی .
خیلی از بچه هایی که سرکلاسها و دانشگاه ها و دبیرستان ها هستن ، خیلی آدمهای عجیب و غریبی نیستند که بعضی هاشون اینقدر با شما فاصله دارن . خیلی از شماهایی که با بقیه فاصله دارید .
یه مقداری توی زندگیش برنامه ریزیش بیشتر بوده .
خیلی از کسانی که زندگیهای بسیار بسیار خوب و عالی ای دارن و هم از دنیاشون لذت می برن و هم آخرت آبادی برای خودشون ایجاد کردن ، اینها فقط یه مقداری خودشون رو جمع و جور کردن .
حالا چه کار کردن رو بهش می رسیم . این مقدمه است .
۱- تدبیر : آینده نگری + اندیشیدن .
۲- تنظیم . تنظیم یعنی کلان نگری . کلان نگری یعنی وقتی می خوای برای زندگیت تصمیم بگیری ، تمام جوانب رو بسنج .
بعضی از ما وقتی می خوایم در زندگیمون تصمیم بگیریم ، یدفعه تصمیم می گیریم . شب می خوابه ، صبح به این نتیجه می رسه فلان کار رو بکنه .
همه جوانب رو بسنجه . اتفاقات بدی که ممکنه بیفته ، اتفاقات خوب ، بعد وزن کنه ، اگر صرف کرد تصمیم رو بگیره ، اگر صرف نکرد ، نه .
تنظیم یعنی در تصمیمات خودت قشنگ بررسی کنی ، ببینی چه جوانبی داره . با بزرگترهات مشورت هم بکنی .
خیلی از مشکلاتی که الان ما در زندگی داریم ، به همین بر می گرده .
بعضی از کسانی که مشاور هستند و برای ما تعریف می کنن ؛ می بینیم خیلی از کسانی که زندگی های خیلی خیلی بدی دارن و دائماً از زندگیشون زجر می کشن ، کسانی هستن که ی

پری نازاسبلی(اسبچی )., [۱۲.۱۰.۱۶ ۲۰:۴۵]
کدفعه تصمیم گرفتن . بر مبنای چی ؟ بر مبنای یک احساس .
نه سن و سالش می خورده ، نه هیچی ! یک احساس . یدفعه احساس کرده عاشقه ، ازدواج کرده . به همین راحتی !
یدفعه می بینه یک سال ، دو سال ، چهار سال گذشت ، تازه می فهمه چه خبر شده .
جوان مرکز فوران و غلیان احساسه . بنابراین چون جوان احساساتیه ، اغلب تصمیماش احساساتیه . باید یه کمی جوانب رو در نظر بگیره .
یه مشورت ، یه اندیشیدن ، یه فکر کردن ، برای اینکه فردا در زندگی خودتون با مشکلاتی که دیشب گفتم : بعضی از مشکلات خدا رو از خونه ما بیرون می کنه . یعنی باعث می شه اینقدر فشار روی تو بیاد که از دین و خدا زده بشی . می شی : خسرالدنیا و الاخره . دنیات رو باختی ، آخرتت هم باختی .
یکی از دوستان می گفت : من ازدواج که کنم ، به نیت چهارده معصوم می خوام ۱۴ تا بچه بیارم . الان دومیشه . اون روز دیدمش ، گفتم : چه خبر ؟!! سلامتی . ـ بچه ها خوبن ؟ الحمدلله . ـ این چهارده معصوم . . . ؟ گفت : نگاه کن ، من همین دومی رو هم پشیمونم . اصلاً نمی شه بچرخونی . این تصمیم احساساتی بوده . همین جوری روی هوا . این جدی می گفتا ، شوخی نمی کرد .
تصمیم های احساساتی نگیرید .
بعضی وقتها تصمیم هایی که بر مبنای هوای نفس ماست ، یه جوری فکر می کنیم شرعی هم هست . یه چیزی قاطیش می کنیم .
به نیت چهارده معصوم ، چهارده تا بچه . خوب که ۱۲۴ هزار پیغمبر رو فکر نکرده .
یه وقتی براتون گفتم : با یه بنده خدایی که توی رده های خودمون هم هست ، یه جایی مهمون بودیم . پیتزا آوردن . طرف ۷ تا خورد ، بعد گفت : به نیت امام رضا(ع) هشتمین رو هم بده .
نه ! تازه لعاب دینی و شرعی هم بهش میده . ما فکر می کنیم اینطوریه .
( اینی که دارم بهتون می‌ گم به کسی بر نخوره ! باید روی جمله خیلی دقت کنید . ) اغلب تصمیمات جوانان احساسیه ، بنابراین باید روی تصمیم خیلی بیشتر فکر کنید . برای تقدیر معیشت ، تصمیم یه کلمه خیلی مهمیه .
۳- تعدیل . تعدیل یعنی چی ؟ یعنی دوری از افراط و تفریط .
تمام کسانی که در وادی دین افراط کردن ، توی عقاید افراط کردن ، توی محبت ورزیدن به اهل بیت(ع) یا نفرت به دشمنانش افراط کردن ، چیزی که خارج از دستورات اهل بیته . توی نماز خوندنشون افراط کردن ، توی نماز جماعت رفتنشون افراط کردن ، توی جلسه رفتنشون افراط کردن ، توی سینه زدنشون افراط کردن ، تبدیل می شن به کسانی که یه روزی خواهند برید .
اصلاً خصوصیت افراط اینه .
توی سیاست ، هر کی داغ شد ، بدونید یه روزی یخ می کنه . قانونشه .
توی مسائل مالی . هر کسی توی دنیاپرستی افراط کرد ، یه روزی زمین می خوره ، برشکست می شه .
امروز با یه ماشین ، فردا با یه ماشین .
توی یه مجله ای یه مصاحبه ای می خوندم ، با یه مهندسی ( به ساز بفروش بود ، می گفت : مهندس ) مصاحبه کرده بود . دم در یه بنگاه اتومبیل فروشی با این مصاحبه کرده بودن . طرف داشت یه بنز می خرید . می گفت : آقا چند می خری ؟ گفت : ۲۸۰ میلیون تومن . گفته بود : چه استفاده ای می کنی ؟ می رم محل کار ، بر می گردم . داشت ۲۸۰ میلیون یه بنز می خرید .
گفته بود : شغلتون چیه ؟ گفته بود : آپارتمان و برج و . . . گفته بود : بساز و بفروشی ؟ نه مهندسم . ببخشید آقای مهندس این ماشینی که داری می خری رو چیکار می کنی ؟ گفته بود : شش ماه دیگه عوضش می کنم . گفته بود : برای چی ؟ حقیقتش رو بگو ما که نمی خوایم اسم تو رو بزنیم . گفته بود : برای چشم و هم چشمی . همین جوری الکی ، هدف خاصی ندارم .
به بنگاه داره گفته بود می خوام ازتون یه سوال بکنم ( این سوال رو که کرده بود بنده خدا ناراحت شده بود ، رفته بود . ) گفته بود : ماشین های بالای ۷۰ میلیون ، ۲۰۰ – ۳۰۰ میلیون تومن رو چه تیپ آدمهایی می خرن ؟ گفته بود : آدمای نوکیسه .
پولدار حقیقی از این ماشینها نمی خره . خیلی براش ماشین مهم باشه ، یه ۲۰ میلیون تومن زانتیا می خره . از این ماشین ها نمی خره .
پولدار حقیقی اینطوری نیست .
یعنی چی ؟ یعنی تفریط باعث افراط می شه . افراط هم باعث تفریط می شه .
نو کیسه ها از این خرجها می کنند . گفت : اغلب اونهایی که این خرج ها رو می کنن ، آدمهای نوکیسه هستند . تفریط موجب افراط می شه .
یکی از مسئولین برای من می گفت : کسی که در زندگیش با اتوبوس اینور و اونور می رفت که یک ذخیره ای بکنه ، زندگیش زندگی متعادلی باشه ، دیدیم اینقدر زاهدانه داره زندگی می کنه ، گفتیم آدم زاهدیه . توی یه پستی گذاشتیمش که خرجهای این پست میلیاردی بود . یه ماه و نیم نگذشته ۵/۱ میلیارد اختلاس کرد .
این یعنی چی ؟ یعنی تفریط هم موجب افراط می شه .
بعضی از دخترهایی که در دانشگاه های ما بدترین نوع حجاب رو دارن ، کسانی هستند که از دهات اومدن . توی عمرش غیر از دماغش باباش اجازه نمی داده جاییش رو به ملت نشون بده .
حالا اومده اینجا ، یه جوری راه می ره که انگار ۱۵ سال توی لس انجلس بوده .
تفریط هم باعث افراط می ش

پری نازاسبلی(اسبچی )., [۱۲.۱۰.۱۶ ۲۰:۴۵]
ه . این به دختره بر نمی گرده ، به باباه بر می گرده .
یعنی بعضی وقتها جلوگیری ها باعث افراط می شه .
بسیاری از فقرا ، که الان می لرزه و به ماشینی که از جلوش رد می شه و در این برف و بارون سوارش نمی کنه ، فردا ماشین گیرش بیاد ؛ نه تنها ( من خودم دیدم . داشتم از این ور خیابون می یومدم ، از دور یه پرایدی داشت می یومد ، سه تا خانم مسن داشتن کنار خیابون به سمت پرایده می رفتن ، پرایده سه تا جوون توش بود ، چنان ویراژ داد که آب به تمام هیکل اینها پاشید . ) اینها کین ؟ اینها کسانی هستند که یه زمانی تفریط شدن . اینها عقده های روانیه . از نظر روانشناسی می گن : عقده . اسم تفریط رو عقده میذارن . یعنی کمبود . تفریط یعنی کمبود .
تعدیل یعنی چی ؟ یعنی نه اونقدر به خودت سخت بگیر که در زندگیت باعث عقده بشه ، نه اونقدر زیاده روی کن که سیر بشی .
آقا از بازی موبایلت خوشت میاد ؟ اونقدر بازی نکن که سیر بشی . بذار یه لذتی برای زندگیت بمونه .
آقا از این غذا خوشت میاد ؟ اینقدر نخور که بترکی . بذار دفعه بعد هم شکم داشته باشی ، قربونت برم .
اینها در زندگی اصول اساسیه . مقدمه با این بحث تمام شد .
مقدمه داره این رو می گه : تعدیل برای زندگی از اصول اساسیه . نه تفریط کن ، به خودت اونقدر سخت بگیر .
جوانی که اینقدر به خودش در مسائل جنسی سخت می گرفت ، که می گفت : اگر من در خیابون چشمم به یه نامحرمی می افتاد ( از نظر مراجع چشم که بیفته ، باید چشم رو برگردونه . گناهی اتفاق نیفتاده ) مثلاً یدفعه یه خانمی رد شد ، نمی شه که چشمات رو ببندی ، دیگه توی مردمک قیافه وارد شد ، موضوع اینه که ثبت نشه .
(‌ می گفت : یه نظر حلاله . بعد دیدم یارو توی خیابون با چشم باز ایستاده . گفتن : آقا چیکار می کنی ؟ گفته : تا بسته نشه حلاله . همین جوری نگهش داشتم !!! )
اگر این جوان چشمش می افتاد ، سه روز روزه می گرفت . به جایی رسیده که امروز نماز نمی خونه . این می شه چی ؟ تفریط .
ببینید تفریط اینه دیگه . من هر کی رو می بینم که داره توی یه کاری افراط یا تفریط می کنه ، می ترسم ، می لرزم .
مثلاً یه برادری میاد ، چنان ابراز محبت می کنه که من می گم شش ماه دیگه دشمن منه . شک ندارم ! می ترسم ، فراری می شم .
و بالعکس . هر تفریطی یه افراطی به دنبالش داره ؛ و هر افراطی یه تفریط .
مؤمن باید در تقدیر معیشت همیشه وسط حرکت کنه . نه تند بره ، نه کند .
در عبادت همین طور .
فرمودند : عبادت عین غذا خوردنه . اونقدر عبادت نکن که سیر بشی .
در روایت داریم می فرماید : غذا که داری می خوری ، قبل از اینکه سیر بشی ، از سر سفره پاشو . سیر کامل نشو . یعنی هنوز جا داشته باشی .
در عبادت هم همین رو می گن . می فرمایند : لحظاتی قبل از اینکه خسته بشی ، عبادت رو ترک کن . بسه دیگه .
حالا نمازت رو خوندی ، سجده رفتی ، سجده ات رو با شوق ، یک دقیقه ، ۲ دقیقه ، ۳ دقیقه ، دیدی دقیقه چهارم داری خسته می شی ، سریع پاشو . نذار که تا توان دارم ، تا نفس دارم . نه ! اینها می شه چی ؟ می شه تعدیل .
آدم باید در زندگیش در نقطه وسط قرار داشته باشه .
پس بحث اینطوری جمع می شه . گفتیم اصل در تقدیر معیشت ، یعنی برنامه ریزی برای زندگی و خوب زندگی کردن سه تا کلمه است : تقدیر ، تنظیم ، تعدیل .
شب دوم محرمه . بساط اباعبدالله(ع) و بساط محرم ، یک بساطی است که ناخودآگاه در قلب شیعه یک حزنی رو ایجاد می کنه که این حزن ناخودآگاه ما رو توی زاویه ای از تنهایی می بره و بعد در اون زاویه تنهایی ناخودآگاه ما به وحدانیت وصل می شیم .
یعنی تو تا تنها نشی ، به توحید نمی رسی . شرط اینکه ما به خدا برسیم تنها شدنه .
تنها شدن کی اتفاق می افته ؟ وقتی محزون می شی ، وقتی غمگین می شی .
حزن باعث تنهایی می شه .
« من آنس بالله توحد » یا اگر بخوایم ترکیب جمله رو عوض کنیم ، همون معنا رو میده . « من توحد آنس بالله » همون معنا رو میده .
کسی که به خدا انس می گیره تنها میشه . کسی که تنها میشه با خدا انس می گیره . رابطه اش کاملاً با هم تلازم داره .
ببینید یه وقتهایی ، یه سی دی های هست که شماره ای میاد بیرون . ۱، ۲ ، ۳، ۴ ، ۵ . شماره پنجش جدیداً اومده بیرون . یه دو سه ماهیه . بنام مرگ های واقعی .
توی غرب این رو درست کردن . انواع و اقسام کشته شدن ها رو پشت سر هم گذاشتن . تراک تراک برای سی دی گذاشتن .
مثلاً نشون میده یه آدمی رفت زیر ماشین مرد . یه آدمی از ساختمان افتاد ، مرد . یه آدمی چاقو خورد ، مرد . اینها رو جمع کرده . معمولاً این سی دی ها برای آدمهای روانی خوبه . یا کسی که یه چشمی داشته باشه که بتونه با تعقل نگاه کنه ، براش بد نیست . ولی اصلاً این سی دی توصیه نمی شه .
توی شماره پنجش که یقین دارم هیچکدوم از شما ندیدید . یه جوانی رو نشون میده که این جوان حدود ۲۴ – ۲۵ سالشه . بعد این شخص توی ماشینش نشسته داره رانندگی می کنه ، بعد همزمان با اینکه داره رانند

پری نازاسبلی(اسبچی )., [۱۲.۱۰.۱۶ ۲۰:۴۵]
گی می کنه ، رایانه ماشینش به اینترنت وصله ، داره چت هم می‌کنه . همزمان با چت کردن ، چت صوتی هم می‌کنه ، وب کمش هم روبروی آینه ماشینش گذاشته . که وب کم داره روی صورت این شخص فیلمبرداری می کنه .
یه لحظه که داره به وب کم نگاه می کنه ، حواسش پرت می شه ، فرمونش توی یه پیچی اونور جاده می افته ، ظاهراً سر اون ور پیچ هم یه کامیونیه . ( چون من دیدم یه ماشین بزرگیه ) میاد توی ماشین .
وقتی میاد کاملاً ماشین زیر این گیر می کنه ، پرت نمی شه و کل بدنه ماشین توی سینه این شخص میاد و در جا ظرف یکی دو ثانیه می میره .
بعد این وب کمه کار می کرده . همین جوری داره کار می کنه . یعنی لحظه مرگ و صورت این رو توی یکی دو ثانیه نشون میده . ( من دور این رو آهسته کردم ،
می خواستم ببینم توی این دو ثانیه چه اتفاقی می افته ) اتفاقاتی که در روحیه من و تو می افته از چشممون معلومه .
بعد دیدم بعد از اینکه دورش رو خیلی کند کردم توی ثانیه اول یه اتفاقی می افته که با تمام تعجب و وحشت ، چشم شخص بر می گرده ببینه داره چه اتفاقی می افته . یعنی توی یک ثانیه عکس العمل و رفلکس طبیعی بدن و چشم اینه که ببینه چه اتفاقی داره می افته . چی شد ؟!
بر می گرده سمت واقعه ای که داره چه اتفاقی می افته و درد هم در چشمش مشخص می شه . ما فکر می کنیم طرف توی یک ثانیه مرد . مرگ من و شما ساعتها برامون طول می کشه . همین دو ثانیه !‌ یعنی یک دنیایی رو می گذرونیم .
یعنی می گه : آقا توی همون یک ثانیه که مرد ، خدا توی همون یک ثانیه زمان رو باز کرده ، زمانش زمان برزخی شده ، کل زندگیش رو توی یک ثانیه می بینه .
توی ثانیه دوم من یه چیز قشنگ دیدم .
اون هم اینکه چشم اون شخص از اون وحشت و اضطراب و کنجکاوی ای که داشت چی شده ، یدفعه دیگه تموم شد ، ناامید شد ، فهمید که داره می میره . دیدم مردمک چشمش به سمت آسمون برگشت و اینجا قفل شده .
می خوام این رو نتیجه بگیرم . ما بعضی وقتها خدا رو احساس نمی کنیم ، مگر در فشار ، درد و غربت .
شیطون اینجا جلوی آدم رو می گیره . نمیذاره چشمت به سمت آسمون بره .
اونجا دیگه شیطون نمی تونه جلوت رو بگیره و عمداً شیطون ولت می کنه که نگاه کنی به آسمون که بفهمی سرت کلاه رفته ، بیشتر بسوزی .
چون شیطون با ما عناد و دشمنی داره .
از یکی سوال کردن گفتن : خدا شما رو دوست داره ؟ گفت : بله ، فکر می کنم دوست داره . بعد ازش پرسیدن : شما هم خدا رو دوست داری ؟ یه کمی فکر کرد ، گفت : کسی دیگه هم دارم . ( من خیلی از جوابش خوشم اومد . ) همینه دیگه .
ما در محرم باید به این نتیجه برسیم . امام حسین(ع) پل ارتباط ما با خداست . کسی دیگه هم دارم ؟! حالا دوستش نداشته باشم ، چیکار بکنم ؟!!!
من و تو با همه گناهان ، با همه فرارهامون ، بعضی وقتها با همه شرک هامون ، با همه کفر گویی هامون ، باید توی محرم بشینیم فکر کنیم که واقعاً کسی دیگه ای غیر از خدا رو داریم که این حرفها رو می زنیم ؟! این کارها رو می کنیم ؟! کسی دیگه ای غیر از اون نداریم .
اگر انسان در دهه محرم به این نتیجه برسه ، دیگه اعمالش زیاد برای خدا مهم
نیست . خدا ببینه پناه اونه .
شما فرض کنید یه آقایی ، یه خانمی ، جوان ، میانسال ، توی کوچه چند تا دزد به قصد کشت دنبالش انداختن . شما هم دم پنجره خونتون میای ، این منظره رو
می بینی که داره میاد به امید اینکه یه دری باز بشه ، از این در بره داخل .
حالا شما این رو دوست داشته باشی یا نداشته باشی ، بهت خدمت کرده باشه یا نکرده باشه ، ازش خوشت بیاد یا بدت بیاد ، الان دیگه بحث ، بحث اضطراره .
تنها کاری که می کنی اینه که در رو باز می کنی ، بیاد تو در رو ببندی .
این می شه چی ؟ می شه فرار . در محرم باید به سمت خدا فرار کرد . یعنی بریم به سمتی که . . . مگه ما جای دیگه هم داریم ؟ مگه راه دیگه هم داریم ؟!
چقدر زیبا حاج آقای علیزاده ( ترک بود و در مشهد ) پیرمرد بود ، می یومد توی جلسات می نشست ، بعضی وقتها منبر تموم می شد ، وسط مداحی یه حرفی می‌زد . پیرمرد باصفایی بود . بعضی وقتها آدمهایی که اهل دلند ، سواد هم ندارن ، یه حرفهایی می زنن که مراجع تقلید براش گریه می کنند .
بعد یه شبی منبری دیر اومده بود . ۴ – ۵ نفر هم بیشتر نبودیم ( کل جسله ۷ – ۸ نفر بود . ) برنامه ساعت سه نصف شب شروع می شد . منتظر نشسته بودیم ، این همین جوری که پای سماور چایی بود ، گفت : ما دیگه عمری نداریم . ۷۰-۸۰ سالمونه . ( سال بعدش هم مرد ) سرش رو کرد به آسمون ، گفت : اگر بخوای بسوزونی ، ما که زورمون نمی رسه . بسوزون . ( با همون لهجه ترکیش )
اگر هم بخوای ببخشی ، دمت گرم می بخشی . اما یه چیزی بدون ، گردن ما در مقابل تو کلفت نیست .
یا رب ارحم ضعف بدنی فقط به این برنمی گرده که داری التماس می‌کنی عذابم نکن. داره به این برمی گرده که خدایا عذاب دادن ماها در شأن تو نیست . آخه ما گردن کلفتی نکردیم .
ولی یه آدمی هست گردن کلفت

پری نازاسبلی(اسبچی )., [۱۲.۱۰.۱۶ ۲۰:۴۵]
ی می کنه ، می گه : گناه می کنیم ، پاش هم می ایستیم مگه چی می‌شه ؟ می ریم جهنم . خدا می‌گه : خیلی خب ، برو جهنم ببین چی می‌شه .
ما همچین حرفی زدیم ؟!! ما داریم می گیم ، از همین الان داریم طی می کنیم که طاقت عذاب دنیای تو رو هم نداریم ، چه برسه به برزخ و آخرت .
در دهه محرم باید به این نکته برسیم . از این حزن ، حسن استفاده رو بگیر .
میزان صحبت کردنت رو با رفقا و دوری و بری هاتون کم کنید .
اعمال متفرقه تون رو کم کنید . نه که یدفعه قطع کنید . یواش یواش کم تر ، کمتر کنید ، تا برسید به این حزنی که امام حسین(ع) شهید شد برای اینکه من و تو به این حزنه برسیم .
که این حزن ما رو توی غربت ببره که در این غربت و سکوت و تنهایی به این نتیجه برسیم که خدایا مگر غیر از تو ما کسی هم داریم که سوال می کنی : بنده من کجا در می ری ؟ من اصلاً کجا می تونم در برم ؟!
بنده من فرار کرده . خدا به بعضی از بنده ها می گه : کجا در رفتی ؟ لو عَلم المُدبرون کیف اشتیاقی بهم . . .
اونهایی که فرار کردن اگر بدونن من چقدر دوستشون دارم . . . .
نه ، اصلاً ما کجا داریم فرار کنیم ؟! به یکی دیگه بگو کجا فرار کردی ؟!!
ما اصلاً جایی نداشتیم بریم .
چی فکر کردی ما از خونه تو رفتیم بیرون فرار کردیم . ما توی خونه تو داریم گناه می کنیم .
مگه کسی هم دارم ؟! از این جمله قشنگ تر هیچ مرجعی هم نمی تونه بگه .
شب دوم محرمه . از امشب حزن آل الله شروع می شه .
چرا ؟ چون امام حسین(ع) وارد کربلا شدن . مثل فردایی وارد شدن .
وقتی وارد شدن ، وقتی به کلمه کربلا رسیدن ، آقا(ع) فرمودند : « انالله و انا الیه راجعون » مثل فردایی اولین باریِ که واقعاً تن زینب (س) لرزید .
چون قبلش هر اتفاقی برای حضرت زینب (س) می افتاد یه نگاهی به داداشش
می کرد تمام وجودش آرام می شد .
می گفت : حسین دارم ، من با حسین عجین شدم .
ولی وقتی دید خود حسین(ع) داره می گه انالله و انا الیه راجعون . . .
یعنی بعضی وقتها باید بفهمید که چقدر دوری عاشق از معشوق سخت است . اون هم عاشقی که بدونه با چه بساطی می خواد دور بشه . آقا سخته ! خیلی سخته . زمان جنگ توی جبهه رفقامون زیاد شهید شدن ، ولی هیچ وقت این منظره برای من اتفاق نیفتاد که با یک رفیقم خداحافظی کنم که بدونم رفت برای همیشه .
عملیاته دیگه . ممکنه یکی شهید بشه ، یکی نشه . تازه ممکنه خود آدم هم شهید
بشه .
وقتی خداحافظی می کردیم دو جانبه بود . یعنی می گفتیم شاید خود ما هم شهید بشیم .
ولی این منظره خیلی سخته که بدونی تمومه . و این هم هست و می مونه .
پس از فردا حزن رو تمرین کنید . ان شاءالله .
این تذکر کاملاً مهم و اخلاقی رو جدی بگیرید تا توی دهه محرم به خدا برسید . ان شاءالله .
لینک قسمت اول http://yon.ir/0V9s

مدهبی ۹۵/۶/۲۵

کدخبر۱۱۰۸۴۹

خبرنگار۱۲۵

انتهای پیام

تبليغات
تبلیغات در آیرال خبر اعطای نمایندگی بیمه نیکاد تابناك وب تابناك وب تابناك وب