۱۵:۳۰:۵۰ - شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
نشست پیشگیری ازآسیب ها ی فرهنگی درمسجد الزهرا برگزار شد/پریناز اسبلی /شست پیشگیری ازآسیب فرهنگی درمسجد الزهرا برگزار شد. پرینازاسبلی:معیشت عاشورا یعنی زندگی که درسایه اباعبدالله ترسیم شده است.این زندگی بدون آسیب است
آیرال خبر ،در دهه اول ماه محرم قرار داریم . معمولاً برای دهه محرم مدت زیادی فکر می کنم تا ببینم چه بحثی مطرح بشه ، دلیلش هم کاملاً مشخصه . یه ایامی از سال مثل ایام خاص ماه رمضان و از اون ایام مهمتر ،‌ ایام محرم ، قلبها اونقدر آمادگی داره و در […]

آیرال خبر ،در دهه اول ماه محرم قرار داریم . معمولاً برای دهه محرم مدت زیادی فکر می کنم تا ببینم چه بحثی مطرح بشه ، دلیلش هم کاملاً مشخصه .
یه ایامی از سال مثل ایام خاص ماه رمضان و از اون ایام مهمتر ،‌ ایام محرم ، قلبها اونقدر آمادگی داره و در این ایام رحمت آقا اباعبدالله(ع) اینقدر جریان داره که حیفه اگر یه کسی با توجه کافی و کامل استفاده کافی و وافی رو نبره . عنوان بحث ما ، معیشت عاشوراست .
معیشت عاشورا یعنی زندگی ای که خداوند تبارک و تعالی برای من و شما در سایه اباعبدالله(ع) و معصومین ترسیم کرده .
بخوایم خیلی خودمونی و فارسی بگیم ، معیشت عاشورا یعنی چگونه زندگی کنیم . چیکار کنیم . انشاءالله این بحث رو برای این دهه خواهیم داشت .
نکته اول از مقدمه بحث تلازم دنیا و آخرته .
یه سری از مکتب هایی که منحرف هم شدن ، مثل مسیحیت منحرف شده ، یهود منحرف شده ، یا مکتب هایی که از اساس بر انحراف پایه گذاری شدن ،‌ مثل بودا ، کنفوسیوس ، بیشتر مکتب های هندی و شرقی ، اینها اعتقاد دارن اگر انسانی بخواهد در دنیا طوری زندگی کنه که مورد رضای خدا باشه ،‌ باید زندگی نکنه .
یعنی باید یه جوری دنیاش رو بگذرونه که با بقیه مردم فرق داشته باشه .
لذا مؤمن ترین مسیحی اونه که نه تلویزیون نگاه کنه ، نه رادیو گوش کنه ، نه توی خیابون راه بره ، نه خرید کنه ، نه کسی رو بشناسه . بره یه جایی خودش رو حبس کنه ، بشه راهب یا راهبه .
بهترین بودایی کسی است که ارتباطش رو با مردم کلاً قطع کنه ،‌ ارتباطاتش رو با خوراک هم قطع کنه ، ریاضت بکشه و مسائل دیگه . این مکتبها ، مکتبهای انحرافیه .
چیزی که در مکتب شیعه خیلی مهمه ، تلازمه . یعنی همراهی دنیا و آخرت . که این همراهی یه مقداری روی لبه تیغه .
شما باید خیلی با دقت این همراهی رو کشف کنید که چگونه می شه انسان طوری زندگی کنه که برای آخرت مثل بقیه مردم زندگی کنه .
لذا این بحث خیلی باز خواهد شد . تلازم بین دنیا و آخرت . از پیغمبر اکرم(ص) روایت داریم که برادرم موسی فقط با چشم چپ خود نگاه می‌کرد . ( البته این کنایه است ) بعد توضیح دادن . فرمودند : موسی با چشم چپ نگاه
می کرد ، بطوریکه به دنیا حساس بود و نسبت به امور دنیایی خیلی اهل حساسیت و جدیت و مسئولیت بود . دیدید که قبطی رو کشت ، از همون اول اهل دعوا بود . بعد فرمودند : برادرم عیسی با چشم چپ می دید . یعنی نسبت به دنیا زیاد حساس نبود ، اهل تشکیل دادن حکومت نبود . اگر اتفاقی می افتاد تند برخورد نمی کرد .
در روایت هم داریم خودش و حواریونش ، مظهر رحمت و عطوفت و گذشت و ندیدن و خوب دیدن بودن .
که روایتش رو شنیدید که از بالای جنازه مردار مرده ای که می گذشتن ، همه به این مردار توهین کردن . چه بوی گندی می ده ، چقدر متعفنه ، کرم زده . حضرت عیسی فرمودند : چه دندان های سفید محکمی داره . پیغمبر فرمود : اینطوری می دید .
بعد فرمودند : اما من با چشم چپ و راست یکسان می بینم . هم امر دنیا را مهم
می دانم ، هم امر آخرت را .
هم رحمتی دارم که عیسی نداشت ، هم قهر و غضبی دارم که موسی هم نداشت . هم از گذشتی استفاده می کنم که عیسی هم به پای این گذشت نمی رسید ؛ و هم از شدتی استفاده می کنم ، از شمشیری استفاده می کنم که موسی هم در این مسیر نبود ؛ و دوست دارم امت من اینگونه باشند .
آقا چرا اینطوری شده ؟ زمانه . یه زمان فرهنگ مردم می طلبه موسی پیغمبر باشه . یه زمان فرهنگ مردم می طلبه عیسی پیغمبر باشه و ۱۲۴ هزار پیغمبر دیگه که نازل شدن .
کار به آخرالزمان که رسید مردم از نظر عقلانی و روحانی به یک شرایطی رسیدن که خداوند تبارک و تعالی دید ظرفیت این مردم بالاست . لذا پیغمبراکرم(ص) رو با هر دوتاش نازل کرد .
پس نکته اول در بحث معیشت اینه که بین دنیا و آخرت یک تلازم داریم . اینها به همدیگه وصله .
روایت های خیلی زیادی هم داریم که در جای خودش بهش می پردازیم .
نکته دوم : شاهد از آیات شریفه قرآن . سوره اسراء / آیه ۷۲ : « وَ من کان فی هذه اعمی فَهُوَ فی الاخره اعمی و اضَلُّ سَبِیلا . » کسی که در این دنیا کور باشه ، در آخرت هم کوره و بسیار هم در راه پر از ضلالت و گمراهی قرار داره .
یعنی ارتباط بین اعمال دنیایی و اعمال آخرتی ما . س حتماً آیه به ظاهر دلالت نمی کنه .
اتفاقاً کسی که در دنیا چشمهاش نابیناست ، در آخرت خداوند جبران می کنه .
پس آیه به یه جای دیگه بر می گرده . اعمال دنیایی ما ، به اعمال آخرتی ما گره خورده .
چه اعمالی باعث می شه انسان در دنیا کور باشه ؟
۱- گناه باعث کوری در دنیا و آخرت می شه . ( گناه عمل معنویه ، به بحث ما ربطی نداره )
۲- فقر . فقر مادی . فقیر مادی باعث می شه از معنویاتش بیفته . اینجوری باب شده که اغلب فقرا مؤمن تر از اغنیاء هستند . معلوم نیست . یعنی ما آمار کارشناسی نداریم .

ارتباط با خدا ، با فقر تلازم معکوس داره . یعنی فقر مادی که میاد ، انسان مشکلات روحی پیدا می کنه که با خالق خودش مشکل دار می شه .
بعد فقر برای تو یه فرهنگی رو می سازه که در اثر این فرهنگ تو به حیوان تبدیل می شی . این فقری که دارم می گم نه اینکه شما پول نداری ، ویدئو سی دی بخری . نه ! فقر اینه که آدم به جایی برسه که گیر کنه . گشنه ، تشنه ، توی خیابون ، وله دیگه . این می شه فقر . مثالش رو بزنم . در آماری که دو سال پیش ، سازمان جهانی یونیسف داده بود که گفته بود به کشورهایی که فقیرند کمک کنید . ( کشورهای فقیر به کشورهایی می گن که نون برای خوردن ندارن . مثل اتیوپی ) به قحطی زدگان اتیوپی کمک کرده بودن . گفته بودن : انباری اونجا بزنید ، ما از کشورهای مختلف براتون جنس می گیریم ، میذاریم اینجا ، انبار کنید ، بدید ملت بخورن .
می گه : اندازه سه سال غذای این مردم ما از کشورهای مختلف جمع کردیم توی انبارها ذخیره کردیم بهشون دادیم .
این قحطی زده ها سه سال غذای من و تو ( غذای مردم عادی ) غذای کشورهایی که قشنگ می خورن . غذایی که سه سال جمع شده بود رو توی شش ماه خوردن . این چیه ؟ اثر فقره . یعنی انسان به جایی می رسه که عقلش هم مشکل دار می شه . وی بحث معیشت یکی از مهمترین چیزهایی که توی مقدمه بهش خواهیم پرداخت ،‌ نوع زندگیه . نوع زندگی عقل و تدبیر می خواد .
۳ـ کسالت . کسالت جسمی یا کسالت روحی . این هم یکی دیگه از مباعث کور شدنه . آقا امیرالمؤمنین(ع) هم می فرمایند : وقتی کسلی از خودت توقع نداشته باش که یک ارتباط خیلی خوبی با خدا داشته باشی .
در وصایای اخلاقی مرحوم حضرت آیت الله شاه آبادی می فرمایند : اگر شما مثلاً وارد مشهد مقدس شدی‌ یا کربلا ( انشاء الله توی همین دهه همه مون جوازش رو بگیریم ) ، وارد به زیارت شدی ، قبل از زیارت سیاحتت رو بکن .
یعنی اگر رسیدی کربلا ، برو یه چایی خونه ای ، قشنگ چاییت رو بخور ، خستگیت گرفته بشه ، برو مهمان سرا یا هتل دراز بکش ،‌ یه دوش بگیر ، خستگی بدنت رفع بشه . بعضی ها فکر می کنن این خیلی بده که ما برای زیارت ، ده ساعت علاف بشیم بعد بریم . می‌گه : تا رسیدیم فوری بریم . نه ! خستگیت رو بگیر ، یه میوه ای ، آبمیوه ای ، استراحتی بکن . چرا ؟ چون کسالت جسمی ارتباطت رو با خدا مشکلدار می کنه . آدمی که از نظر جسمی کسله . نه که مریضه . مریض مورد رحم خداست . مورد رحم یعنی در دایره رحمت خدا قرار داره . این رو نمی گه . کسل !
خسته است . آدم خسته .
نمازش رو بد می خونه ، ارتباطاتش بده ، خلقش تنگه ، اخلاقش مشکل داره . روش خیلی فشار میاد .
یه بزرگی به یکی از مسئولین مملکت ، جدیداً ( هفته پیش ) گفته بود : تو چرا حرف من رو گوش نمی کنی ؟ مسئولِ رنگش پریده بود که ما چه حرف شما رو گوش نکردیم ؟!!! بزرگ معنوی ! گفته بود : مگه بهت نگفتم استراحتت رو بکن ، کسل نباشی . داره ارتباطت با خدا مشکل پیدا می کنه . نور صورتت کم شده .
چرا ؟ شدت کار . کار برای کی ؟ کار برای خدا . روی بدنش فشار اومده ، ارتباطش با خداوند تبارک و تعالی مشکل دار شده .
لذا کسالت هم یکی از بواعث و چیزهاییست که باعث می شه انسان به کوری برسه . این کوری ای که داریم اینجا معنا می کنیم .
۴ـ بی انصافی : انسانی که در زندگیش انصاف نداره .
انصاف یعنی هر چیزی رو دیدی ، اول این رو وزن کنی ، بعد قضاوت کنی .
فلانی سر من داد زد . وزنش کن . چرا داد زد ؟ شرایطش چی بود ؟
فلانی در مرتبه دینی در فلان درجه قرار داره . بعضی از برادرها و خواهرها صبح تا شب می شینن مردم رو درجه بندی می کنن . از نظر دینی اینجوریه ، از نظر فلان اینجوریه . انسان انصاف رو رعایت کنه .
بی انصافی که می کنی ، چون در حقیقت به زور و به اجبار خودت یه قسمت هایی از قصه رو نمی بینی ، خودت خودت رو کور کردی . بعد این کوری میاد در آخرت هم گریبان گیرت می شه .
ببینید اینها همه کارهای دنیایی است . زندگی عادی ماست .
۵ـ طمع و آز . انسان طمع کار کوره . طمع زندگی دنیاییه . آقا طمع خیلی وحشتناکه . اغلب جوان هستید و شاید هنوز توی این دام نیفتادید . خیلی دام بدیه . یدفعه آدم بدجوری گیر می کنه .
بارها شده کسانی که ده هزار تومن توی جیبشون بوده ، خیلی راحت انفاق
می کردن ، بعد دری به تخته خورد یه میلیارد گیرش اومده ، اصلاً نمی تونه ۵ تا یه تومنی انفاق کنه . طمع یه دام خیلی عجیبیه .
این هم یکی از کوری هایی که خودمون ، خودمون رو کور می کنیم .
یعنی ما فکر می کنیم اگه یه پول کمی سراغ ما اومد خدا فرستاده ، بنابراین چون خدا فرستاده انفاق کنیم .
پول زیاد سراغمون اومد ، خودمون در آوردیم . معمولاً اینطوری شده .
پس این هم یه جور کوریه .
۶ـ محبت افراطی هم کوری میاره . به چی ؟ به هر چیز غیر از خدا . دیگه خودتون بازش کنید . به هر چی ! به خودکارت . طرف به خودکارش محبت افراطی داره . یعنی در حقیقت دلش به دل خودکارش گره خورده . البته خودکار دل نداره . خودکارش رو دوست داره . می گه : من با این راحتم . راحتم با اینکه بهش دل ببندی فرق داره .
۷ـ نفرت افراطی . محبت و نفرت ، هر دو از عواملی است که انسان رو کور می کنه . باز ببینید دنیا داره به آخرت ربط پیدا می کنه .
ببینید محبت افراطی و نفرت افراطی هیچکدوم گناه نیست ، اما باعث کوری می شه . این کوری با اینکه هیچ گناهی اتفاق نیفتاده ، در آخرت سراغت میاد .
همه اینها شاهدهایی است برای بحث ، که داریم توی مقدمه عرض می کنیم .
۸ـ خودخواهی . یعنی انسان اول خودش رو ببینه ، بعد بقیه رو .
حتی توی محبت و نفرت . یعنی ممکنه انسان توی محبت هم ،‌ داره محبت می کنه ، اما خودش رو اول می بینه . به محض اینکه خود خواهی توی کار میاد ، کوری دنیا و در نتیجه کوری آخرت می یاره . باز این هم گناه نبوده .
این هم قسمت دوم از مقدمه .
نکته سوم اینکه در دنیای امروز ما ، زندگی مردم به هم ربط داره . نه زندگی مردم شیراز به هم ربط داشته باشه ، زندگی مردم دنیا به هم ربط داره .
یعنی الان شما داری توی تبریز زندگی می کنی ، یه کسی توی آسیای میانه ، جنوب شرقی آسیا ، اروپا ، قاره اقیانوسیه ، امریکای شمالی و جنوبی ، هرجا فکر کنی ، زندگی های ما به هم ربط پیدا کرده . امروز اینطوری شده .
یه زمانی اصلاً اینطوری نبود ، مردم داشتن زندگی می کردن . ثلاً فرض می کنیم یه زمانی یه سری کفشها هست که پلاستیکیه . کیا می پوشن ؟ کسانی که شغل های خیلی پایینی دارن . پوتین پلاستیکی ها رو دیدی ؟ کسانی که شغلهای خیلی پایینی دارن ، درآمدهای خیلی پایین ، فقرا ، مستضعفین .
بعد یدفعه توی اون ور دنیا ، یه کسی می گه : بد نیست این کفشه رو ما بپوشیم . می پوشه ،‌ می شه مد . بعد اینجا می بینی طرفی که خونه اش نیم میلیارد قیمتشه ، کفش ۱۵۰ تومنی پوشیده . ارتباطه دیگه . تأثیره . اصلاً مُد یعنی ارتباطات .
دیدید توی کفش و لباس چه اتفاقهای قشنگی میفته . بعضی وقتها یه کفشهایی مد میشه ، خیلی زشته . کتونی ! مگه می خوای بسکتبال بازی کنی . کتونی پاشنه دار !!!‌
سال ۶۹ – ۷۰ بود ، اون زمان ما مشهد بودیم . برای خانمها پوتین مد شده بود . توی تابستون . پوتین سربازی ! همه می پوشیدن . زمان جنگش ، تابستون ما با دمپایی راه می رفتیم . خانم توی تابستون پوتین سربازی پوشیده .
این یعنی چی ؟ یعنی ارتباطات . ارتباطات کوری میاره . جهان امروز یه جهانیه که من و شما به همدیگه وصلیم .
از نظر مادی بهم وصلیم . چرا ؟ چون هیچ اقتصاد خصوصی نداریم . پدر شما بقاله یا کارمند ، یا مدیرکل ، یا نظامی تمام مسائل اقتصادیشون بهم گره خورده .
ماها از نظر روحی هم بهم گره خوردیم . یعنی ارتباطات معنوی هم خیلی زیاد شده . لذا توی این دوره زمونه نمی شه بدون نگاه درست و حقیقی به زندگی ، نگاه حقیقی به آسمان کرد . نمی شه !
خیلی از جمع های جوانان ، وقتی احکام شرعی گفته می شه ، اعتراض می کنن که آقا نمی شه این رو توی جامعه اجرا کرد . بعضی جاها دیدید .
شاید جامعه ای که اون جوان می گه ، با جامعه ای که بنده و شما هستیم فرق داشته باشه . می‌گه : نمی‌شه اجرا کرد . یعنی ما دینمون داره به جامعه مون گره می‌خوره .
اینقدر ارتباطات ( بخوایم از نظر فقهی اسمش رو بگیم ، عرف ) قوی شده که یواش یواش دین ما داره با عرف ما خودش رو تنظیم می کنه . این می شه پویایی . نه در اصول ، در فروع . جهان ،‌ جهان ارتباطات شده . تقدیر یعنی اندازه گیری . اگه بخوایم معنای دقیقِ لغوی تقدیر رو در نظر بگیریم ، یعنی تأمل و اندیشه در هموار نمودن یک امر .
یعنی انسان برای اینکه راه مقابل خودش رو باز کنه ، صاف کنه ، یه جوری هم باز کنه که آخر راه رو ببینه و بدونه که نه امروز چه جوری زندگی کنه ، تا آخر عمرش چه جوری زندگی کنه .
بعضی از ما دنبال این هستیم که پیدا کنیم امروز و فردا چه کار کنیم .
این جمله رو خیلی شنیدید . می گی : ببخشید برادر و خواهر شغلتون چیه ؟! می گه : کنکوری هستم . می دونی کنکوری یعنی چی ؟ یعنی ایشون فکر می کنه آخر دنیا کنکوره .
این خیلی حرفه . کنکوری هستم یه کلمه اشتباهیه . یعنی راه هموار نیست . حتی
نمی دونه می خواد چه رشته ای قبول بشه .
می گی : به چی علاقه داری ؟ ـ مهندسی الکترونیک . بعد فردا مامایی زده . می گی : الکترونیک به مامایی چه ربطی داره ؟‌ می گه : دیگه نشد . راه هموار نیست .
انسان باید بتونه تا آخر زندگیش رو ببینه . اگر بنده امشب مردم ، که مردم . اگر نه ، ۵۰ سال دیگه می خوام عمر کنم ، باید آخر این ۵۰ سال کجا باشم .

پرینازاسبلی(اسبچی )., [۰۶.۱۰.۱۶ ۱۷:۱۳]
[Forwarded from پرینازاسبلی(اسبچی ).]
اغلب مردم برنامه ریزیهاشون برای زندگی ، برنامه ریزیهای بسیار مقطعی و کوتاه مدته . خیلی مقطعی ! البته بعضی ها رو دیدم خیلی خوب ، خیلی عالی و خوب .
یه وقتی یه بنده خدایی ۱۴ سالش بود ، ۳- ۴ تا از بچه ها داشتن صحبت می کردن . ( توی کاروان مشهد ) بحث ازدواج پیش اومد . این همین جوری داشت نگاه می‌کرد . من احساس کردم این نمی تونه با بحث ارتباط برقرار کنه . گفتم : بابا جلوی این بچه بحث نکنید . گفت : نه ، این حرفها چیه ، باید گوش بدم . گفتم : مگر می خوای ازدواج کنی ؟ گفت : آره ، ۲۴ سالگی . خیلی حرفِ مهمیه .
یه بچه ۱۴ ساله تاریخ ازدواجش رو مشخص کرده . این می شه برنامه ریزی .
( البته ۱۴ ساله بچه نیست ، نوجوانه . . . بهشون بر می خوره . از فردا ۱۰۰۰ تا نامه می دن که بچه باباته ، عمه اته . )
قشنگ مشخص می کنه . این می شه چی ؟ راه هموار . یعنی نشسته فکر کرده . با فکر و اندیشه .
خیلی از کسانی که در طول تاریخ به جایی رسیدن از بچگی شون معلوم بود ، نه از نوجوانی ها !
نمی دونم اسم بهمن یار رو شنیدید یا نه ؟! بهمن یار کسیه که مرحوم شهید مطهری می فرمایند : اگر نبود بهمن یار کسی بوعلی رو نمی شناخت . شاگرد خصوصی بوعلی سیناست . اغلب کتابهای بوعلی سینا از طریق بهمن یار به من و شما رسیده . یعنی این بزرگوار ، بحث ها رو نوشته ، پیاده کرده ، ویراستاری کرده ، کتاب کرده ، فرستاده جاهای مختلف ، تکثیر کرده ، ماندگار شده .

این تقدیر یعنی از عقل استفاده کردن .
بعضی از ماها فکر می کنیم از عقل استفاده کردن یه چیزیه که هزینه می بره . فکر می کنه که باید یه پولی بده .
اصلاً توی بعضی از مسائل از عقل استفاده خاصی نمی کنه . در امر خوراکش ، پوشاکش . . . زیاد فرقی براش نمی کنه .
اولین چیزی که شما باید در تقدیر در نظر بگیری اینه که اندازه گیری عقل می خواد . عقل یعنی چی ؟ یعنی انسان اهل تأمل باشه . در تعریفش چی گفت ؟ تأمل و اندیشه . تأمل یعنی چی ؟ یعنی انسان ساده گذر نباشه . یه چیزی دید ، توی ذهنش نگه داره .
آقا ! ده تا چیز پشت سر هم داره میاد . ـ خیلی خب ! وقت نداری تحمل کنی . بعداً بشین روی ده تاش فکر کن .
یه واقعه ای می بینه سریع ازش نگذره . یه کمی تأمل کنه .
اولین چیزی که لازمه بحث رو بفهمید ، اینه که توی این دهه اهل تحمل باشید . که الحمدلله هستید .
دو وجه داره : یک وجه الهی ، یک وجه شیطانی .
بعضی وقتها اهالی تأمل ، تأملاتشون شیطانیه .
آیه شریفه قرآن هم راجع به مغیره می گه . می فرماید : إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّر . فَقُتِلَ کیفَ قَدَّرَ . فکر کرد ، چه فکر محکمی هم کرد . خدا بکشتش با این فکر کردنش .
معاویه بن ابوسفیان رو هم داریم و کسانی که اینطوری بودن .
باید در نظر بگیرید که این تأملی که می کنید ، تأمل الهی باشه ، نه تأمل شیطانی .
تأمل الهی چیه ؟ تأمل الهی یعنی وقتی اندیشه می کنی ، عقل + دین .
تأمل شیطانی : عقل + شهوت .
اثرش چیه ؟ تأمل الهی : عقل + دین ، خودت راضی ، دور وبرت راضی ، خدا راضی. عقل + شهوت ، نفست راضی . این اثرشه .
پس هر تأملی هم درست نیست .
???????????????????

۹۵/۶/۱۷

کدخبر۱۱۰۸۴۱

خبرنگار۱۲۵

انتهای پیام/

تبليغات
تبلیغات در آیرال خبر اعطای نمایندگی بیمه نیکاد تابناك وب تابناك وب تابناك وب