با توجه به اظهارات جناب حسن گلی معاون فرهنگی و رسانه‌ای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی در ۱۴ تیر ۱۴۰۲ مصادف با روز قلم ابراز نموده‌اند که زبان معیار در رسم‌الخط و اصطلاحات مورد استفاده در کتب ترکی، ترکی اصیل آذربایجان ایران و لهجه تاریخی تبریز می‌باشد اکنون در این مقاله سعی در روشن کردن اصل مطالب در راستای تعیین و تثبیت زبان معیار تُرکی در ایران خواهیم پرداخت.

اسناد تاریخی گواه تمامی حقایق‌های نهان و آشکار است. آشکار بر این که زبان‌های عربی، ترکی و فارسی هر جایی که تمدن معظم اسلام حاکم بود از جمله در شمال غربی چین، هندوستان، آسیای میانه، اطراف خزر، آناطولی، قفقاز، بندر آرخان گیلسک – غربی‌ترین بندر دشت قبچاق، شمال آفریقا و خصوصا آذربایجان و ایران بدون استثنا در سطح حاکمیتی استفاده می‌شد. خواه در شمال غربی چین، خواه در آسیای میانه، خواه در هندوستان، ایران، آذربایجان، آناتولی و مصر باشد؛ در چهارچوب تمدن اسلام در دوران حاکمیت تمام دولت‌های کلاسیک ترکی و اسلامی، زبان ترکی-فارسی و عربی در کنار زبان‌های محلی به عنوان سه زبان مهم امت اسلام در سطح حکومت‌داری استفاده می‌شد.
زبان معیار چیست؟
وقتی سخن از زبان معیار می‌شود می‌بایست ساخت و اساس یک زبان مورد ارزیابی قرار گیرد. یک زبان برای تعیین معیار می‌بایست ویژگی‌های منحصر بفرد یک زبان را دارا باشد.
زبان معیار زبانی است که معمولاً با زبان مکتوب یا نوشتار مطابق است. همین زبان است که در رادیو، تلویزیون، کتاب‌های درسی، روزنامه‌ها و روابط رسمی بکار می‌رود.
زبان معیار ترکی ایران قبل سال ۱۳۰۴ شمسی به وضوح قابل بررسی و قابل شهود می‌باشد. زبان معیار ترکی آذربایجانی/ ایرانی همان زبان مکاتبی اسناد موجود در آرشیوهای دولتی است. جا دارد به دو نسخه ی خطی که در فصلنامه پژوهشی سلجوق به طور کامل مورد بررسی قرار گرفته را با شما مخاطبان در میان بگذارم. یکی از این قراردادها، قرارداد فین کن اشتاین و نسخه خطی عهدنامه ۱۸۰۳ تفلیس می‌باشد.
با توجه به اظهارات جناب حسن گلی ” زبان معیار در رسم‌الخط و اصطلاحات مورد استفاده در کتب ترکی، ترکی اصیل آذربایجان ایران و لهجه تاریخی تبریز ” چند سوال اساسی می بایست مطرح شود که عبارتند از:
– زبان معیار در رسم‌الخط و اصطلاحات مورد استفاده در کتب ترکی، ترکی اصیل آذربایجان ایران و لهجه تاریخی تبریز به چه معنا و مفهومی می‌باشد؟!
– ابلاغ کلمه تبریز در بیان اساس و پایه بر گفتمان ادبی و نوشتاری حامل چه پیامی می‌باشد؟
– از نظر تاریخی چگونه قابل توجیه و توضیح می‌باشد؟
– آیا لهجه‌ی تبریزی سند بر اسلوب زبان ترکی در سطح مکاتبی و دولتی است؟
آری تبریز و آذربایجان با برادر صلبی و بطنی خویش، یعنی خراسان مرکز فرهنگی و تمدنی اسلامی ایران، شبه جزیره هندستان، شمال غربی چین، آسیای میانه تا نهایت سیبری، قفقار، آناطولی، شمال آفریقا و منطقه بزرگ دشت قبچاق تا بندر آرخان گیلسک بود. و این فرهنگ و تمدن با سه زبان ترکی، فارسی و عربی نشر و نما داشت.
خلاصه و چکیده بگوییم، زبان و ادب عربی و قرآنی تا جنبش ابومسلم خراسانی ترکی‌الاصل و اسحاق ترکی و جنبش‌های انقلابی و فرهنگی در آذربایجان و تا اوایل سلسله خلافت عباسی یکه تاز میدان ادبی و سیاسی بود. این انقلاب و عصیان امثال بابک دیگر جنبش‌های مدنی، فرهنگی و تمدنی آذربایجان و خراسان ریشه در فرهنگ و تمدنی خزر و خزران آذربایجان و خراسان داشت. دولت خزر ترکی الاصل از قرون۶ الی ۱۰ میلادی پشتوانه اصلی این جنبش‌های انقلابی و فرهنگی و تمدنی بود و ریشه آذربایجانی و خراسانی داشت و در شکل گرفتن این ابر تمدن اوراسیایی نقش تعیین کننده‌ای داشتند. اگر این جنبش و انقلاب‌های فرهنگی و تمدنی از قرن۲ الی ۳ هجری مطابق با قرن ۷ الی ۸ میلادی به پشتوانه‌ی دولت خزر در آذربایجان و خراسان به وقوع نمی‌پیوست، این حوزه‌ی تمدنی هم به وجود نمی‌آمد.
چنانکه از متون ادبی و تاریخی از شهر خوتَن، منطقه‌ی اویغور جمهوری خلق چین / ترکستان شرقی تا آناطولی، حلب و شام به مرکزیت آذربایجان و خراسان از قرن ۳ و ۴ هجری مطابق با ۸، ۹ و ۱۰ میلادی برمیاید، زبان دری/ درباری و مطابق آن زبان و ادب ترکی در کنار زبان و ادب عربی کاربرد حکومتی و ادبی پیدا می‌کند.
اگر شاه نامه فردوسی به زبان دری نمونه‌ی شاهکار این دوره محسوب می‌شود، ترجمه ترکی فرمان تاریخی حضرت علی (ع) خطاب به مسلمانان در سال ۴۵۰ هجری قمری در تبریز و مطابق آن دیوان لغات‌الترک محمود کاشغری خراسانی الاصل، قوتادقوبیلیک یوسف اوُلوغ خاص حاجب خراسانی الاصل و عتبه الحقایق با لهجه ترکی خاقانی احمد یوکنکی خراسانی الاصل نمونه‌های بارز این دوره هستند.
این روند ادبی، فرهنگی و سیاسی تا قرن ۷ هجری مطابق با ۱۳میلادی ادامه داشت. این قرن، قرن احیای تمدن و فرهنگ تاریخی آذربایجان و خراسان به عنوان یک واحد کل به طرز نوین با هویت اسلام شیعه توسط ایلخانان معظم با ۳ سیاست جدی با برنامه ریزی دقیق به وقوع پیوست.
اولا؛ با تسخیر قلعه الموت که منجر به تصفیه اسماعیلیون بدنام در جهان اسلام و مزاحم در روند اسلامی ۱۲ امامی بود، عملی شد.
ثانیا؛ با وارد شدن قشون معظم تبریز و آذربایجان به ام القرای جهان اسلام آن روز / بغداد و کشته شدن المستعصم بالله آخرین خلیفه عباسی، بعد از ۵۲۴ سال حکومت بنی‌عباس (۱۳۲-۶۵۶ق) مرکزیت و ام‌القرائی فرهنگی و تمدنی آوراسیا، یعنی آذربایجان و تبریز از نو احیا شد.
ثالثا؛ با احیای مجدد مرکزیت فرهنگی و تمدنی آذربایجان و خراسان، زبان و ادب ترکی و دری/ تاجیکی در کنار زبان و ادب عربی بعنوان رایج ترین ۳ زبان جهان اسلام بست و گسترش یافت.
این روند فرهنگی، ادبی و سیاسی تا اوایل دولت علیه قاجار در جهان اسلام ادامه داشت. در این دوره دو حمله عملی و فکری پیچیده و مهلک و کشنده به مرکز فرهنگی و تمدنی جهان اسلام، یعنی به ایران و توران که تظاهر شکلی و ظاهری تمدن و فرهنگ آذربایجان و خراسان به عنوان یک واحد کل بود، از طرف صلیبیون غربی به ظاهر متمدن به وقوع پیوست. انگلیسی‌ها از جنوب غربی – هندوستان و عثمانی و روسیه تزاری از شمال.
زبان و ادب فارسی از طرف انجمن آسیایی بنگاله (تاسیس ۱۷۸۴ م.) و مطابق آن زبان و ادب ترکی توسط گروهی به رهبری نیکولای ایوانوویچ ایلیمینیسکی (۱۸۲۲-۱۸۹۱) از روسیه تزاری و انحراف و تحریف اندیشه ترک و ترکیت و زبان و ادب ترکی در دولت عثمانی این نظم کلاسیک جهان اسلام در معرض انحلال و اضمحلال قرار گرفت.
در شبه جزیره هندوستان زبان و ادب ترکی بطور کلی مورد حمله قرار گرفته و منع و قدغن شد و به نیستی سپرده شد. زبان و ادب فارسی نیز با ایجاد و جایگزینی زبان های محلی همچون اردو، پشتو، بلوچی، پنجابی و دها زبان دیگر محلی به ضعف گراییده و به تدریج به تحلیل رفت.
زبان و ادب ترکی شرقی / جغتائی که جزو رایج ترین دو لهجه زبان و ادب ترکی در جهان اسلام بود مورد حمله فرهنگی گروه مذکور ایلیمینیسکی در روسیه تزاری قرار گرفت که با حاکمیت ولادیمیر ایلیچ لنین بطور وحشتناکی عملی شد و دها زبان محلی همچون قزاقی، قرقیزی، ازبکی، ترکمنی، آذری، داغستانی، آواری و دها زبان و ادب محلی دیگر ایجاد و جایگزین زبان رایج و سراسری ترکی شرقی شد.
دولت بیزانس/روم/عثمانی نیز سخن دیگر دارد که باید مجزا مورد بررسی قرار گیرد. دولت روم/عثمانی از سال۱۴۵۳ که وارد استانبول شد تا سال ۱۸۷۳طبق اسناد رسمی و تاریخی موجود کاملا بر علیه تُرک و ترکیت شکل گرفته بود. اولین سندی که از کلمه ترکی به عنوان یک کلمه مثبت (به شکل “زبان ترکی عثمانی”) بکار رفته کتاب لغات توفیق پاشا به سال ۱۸۷۳است و مطابق آن در سال ۱۸۷۶در قانون اول عثمانی در ۳ ماده مجزا از کلمه “تُرکجه” بعنوان زبان عثمانی برای اولین بار بکار رفته است. به دیگر سخن تا ۱۸۷۳، کلمه ترکی فقط و فقط با بار منفی قزلباشی، علوی، شیعه و ایرانی کاربرد داشت.
در ایران نیز با هزاران اسناد تاریخی و متون نسخه محرز و مشخص است که دو شیوه ترکی (غربی و شرقی) و فارسی دو زبان رایج دولت و کشور بود. اکثر مکاتب به ترکی، مدارس به فارسی و الهیات به عربی بود.
ایران به عنوان مهد تمدن جهان ترک و عجم این دو زبان را همیشه در کنار هم مورد حمایت رسمی و ضمنی خود قرار داده بود.
ترکی با دو شیوه – جغتائی و به تعبیری تُرکی، تُرک دیلی، قزلباشیه و نهایتا بعد از ۱۸۷۳که عثمانی ها اقدام به معرفی خود بعنوان ترک عثمانی نمودند، به فرمایش علی حضرت خاقان بزرگ ناصرالدین شاه / شاه شهید زبان ترکی رایج در آذربایجان و ایران، یعنی ترکی غربی با نام ترکی آذربایجانی/ آذربایجان تورکجه سی معرفی و رایج شد.
چرا در ایران دو شیوه ترکی رسمی و رایج بود؟ بعلت اینکه ایران به عنوان مرکز تمدنی ایران و توران موظف و مکلف بود که هر دو شیوه را رسمی و رایج بدارد.
ریشه این دو شیوه زبان ترکی نیز با دو انقلاب فرهنگی در اواخر قرون وسطا، یعنی قرن ۸ الی ۹هجری مطابق با ۱۵ الی ۱۶ میلادی که توسط دو ابرمرد ادبی پایه گذاری شد، پا به ارثه جهان اسلام گذاشت؛ اولی مقید به شاه مردان علی حکیم بزرگ شیر علی نوائی در آسیای میانه ریشه در خراسان بزرگ و دومی نیز حکیم محمد فضولی در بغداد ریشه در آذربایجان داشت.
مهدی نواب طهرانی در اثر خود “دستورالاعقاب” می گوید: خاقان خلد مکان (فتح علی شاه قاجار) سید جلیل و امیر نبیل اشرف خان دماوندی را بفرمود که چهل روزه تُرکی زبان بیاموزد. والا مورد سقط و محط و سقوط آید. پس از آن قضیه مدت عدت، حضور همایون را بساط بوس آمد. شالی که به هشتاد تومان خریده بود، در کمر داشت. ملک به زبان ترکی از قیمت شال پرسید. (اشرف خان دماوندی) نگفت سَکسَن تومن، (ایکی قیرخ تومن) بگفت. شاه را استدراک او پسند افتاد. این ادبه مایه ی ازدیاد پایه و موجب زیارتی جاه و رفعت او گردید.
محمد حسن اعتمادالسلطنه در اثر خود “الماثر و الاثار” می گوید: غالب محاورات و مکالمات ملوکانه (ناصرالدین شاه) به زبان فارسی و ترکی آذربایجانی است که این دو لغت عمومی مملکت ایران است.
آری عزیزان زبان و ادب تُرکی نیز مثل زبان و ادب فارسی جزه هویت اصیل ایران و توران و عموما جهان ترک و عجم است.
فرهنگ تمدن ساز آذربایجان و خراسان به عنوان یک واحد کل و واقعی بر اساس مستندات تاریخی هسته ی مرکزی حوزه تمدنی آورآسیا است.
این فرهنگ تمدن ساز بر روی دوپای فرهنگی و زبانی بست و گسترش یافته است، که عبارتند از ترک – عجم و زبان ترکی و دری – فارس.
فرهنگ و تمدن ممالک محروسه ایران نیز به عنوان هسته مرکزی این تمدن جهانی بر اساس زبان ترکی و فارسی شکل گرفته است.
متاسفانه از رضا پهلوی و محمد علی فروغی یهودی الاصل بغدادی با ریشه طریقت فارسیه تا جواد طباطبایی و.. ، صد سال است که از لحاظ تمدنی و فرهنگی محکوم به ایستایی و حرکت در روی یک پا و مقابله و مقاتله و ریشه کن کردن آن پای دیگر در داخل نظام و کشور مشغول است.
آیا برای انحلال و اضمحلال یک تمدن جهانی از این بیشتر می توان ضربه زد؟!
بهتر است حق و حقوق فرهنگی و سیاسی اقلیت های قومی و مذهبی کشور منجمله برادران بلوچ، کرد، لر و عرب وس. مندرج در قانون اساسی در چارچوب اقوام محلی هرچه زودتر عملی شود.
برابری و برادری ترک و عجم از همه حیث اعم از فرهنگی و زبانی وس. در نظام اسلامی و رسمیت زبان و ادب ترکی در کنار زبان و ادب فارسی مسبب احیای مجدد عظمت و پویایی فرهنگ تمدن ساز کشور در اوراسیا خواهد شد. اعتبار و قدرت و سرمایه‌ای که در خدمت زبان و ادب فارسی قرارمی‌دهیم لازم است. باید برای حفظ و حراست و اعتبار و برتری تاریخی زبان و ادب فارسی در قبال زبان‌های محلی همچون پشتو، اردو، پنجابی وس. سرمایگذاری لازمه را اتخاذ کرد. اما نباید فراموش شود که این یک پای نظام و تمدنی ایران اسلامی است. پای دیگر، زبان و ادب ترکی است که مستلزم همان اعتبار و ارجحیت را داراست و باید زبان و ادب ترکی رایج و رسمی در آینده ایران نیز در قبال زبان ترکی استانبولی، باکویی، ترکمنی، قزاقی وس. توان رقابت را داشته باشد. به دیگر سخن سیاست زبانی نظام مقدس اسلامی ایران در مورد زبان و ادب ترکی جوری باید طراحی شود که جوابگوی این مسائل کلان نظام سیاسی کشور باشد.
با این دیدگاه، نظام اسلامی ایران به عنوان حوزه تمدنی اوراسیا دوران طلایی خود را از نو احیا خواهد کرد و موضوعیت آذربایجان گرایی تصنعی به مرکزیت باکو و توران گرایی تصنعی به مرکزیت آنکارا به زیست سیاسی و ایدئولوژی صد ساله خود پایان خواهد داد.
در آخر نیز عرض کنم که افرادی که به این مسائل علاقه دارند و دخیل و مرتبط هستند می توانند از اطلاعات ۶ جلدی مجله فرهنگی و تحقیقی “سلجوق” استفاده کنند.
با تشکر
التوفیق من الله
از طرف محررین موسسه سلجوق
خانم نازیلا جوادپور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *